حالت شب
منو
موضوعات
banner
Tahririe

مساله‌ای واقعی به نام مهاجرت یک‌طرفه متخصصان به رسمیت شناختن مهاجرت یا فرار مغزها، نخستین گام در راه حرکت برای حل آن خواهد بود

specialist

اندازه فونت:

پوریا ناظمی

روزنامه‌نگار و مروج علم

 

در سال‌های اخیر درباره موضوعی که به نام فرار مغزها معروف شده است بحث‌های زیادی صورت گرفته است. واژه فرار مغزها یا نخبگان معادلی برای واژه Brain Drain است که به‌نوعی به از دست دادن منابع تولید فکر و دانش از سوی یک کشور به دلیل مهاجرت افراد توانا در تولید این دانش و فکر به کشورهای دیگر و به دلایل مختلف اشاره دارد.

این نکته مهمی است که به نظرم گاهی در بحث‌ها به‌عمد از آن غفلت می‌شود. پدیده فرار مغزها تنها به سفرهای بی‌بازگشت فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های معتبر، المپیادی‌ها یا امثال آن خلاصه نمی‌شود، بلکه با مهاجرت عمده متخصصان  -بالقوه و بالفعل- کماکان در حال از دست دادن توان زایندگی فکری کشوریم.

در پاسخ به این مساله یکی از رویکردهای رسمی انکار اصل صورت‌مساله است. برای نمونه می‌توانید به مصاحبه اخیر آقای سورنا ستاری با روزنامه جام‌جم مراجعه کنید. ایشان در این گفتگو و گفتگوهای دیگر نه‌تنها اعلام می‌کنند که شواهد و گزارش‌های موجود درباره فرار مغزهای از ایران صحت ندارد، بلکه می‌گویند منابع این خبر درست نیست یا به آن شدتی نیست که بیان می‌شود. ایشان در همین گفتگو می‌گویند: «هر كشوری با این پدیده مواجه است، اما آمار آن چیزی نیست كه ذكر می‌شود. مثلا به ویكی‌پدیا استناد می‌شود. یا می‌گویند صندوق بین‌المللی پول در سال 2009 میلادی گفته است ایران رتبه اول فرار مغزها را دارد! در حالی كه این صندوق هیچ‌وقت درباره فرار مغزها گزارشی نمی‌دهد. بعد بر اساس همین گزارش خیالی، تحلیل‌ها ارائه می‌شود!» البته که این گزارش وجود دارد. اینکه چرا کسی به ویکی‌پدیا استناد می‌کند را نمی‌دانم اما حتما معاون رئیس‌جمهور نباید چنین کند.

در سال 1999 فصلنامه Finance and

 Development متعلق به صندوق جهانی پول گزارشی درباره پدیده موسوم به فرار مغزها منتشر و در آن به نرخ بالای این پدیده در ایران اشاره کرد. دلیل اینکه آقای ستاری به سال 2009 اشاره می‌کند این است که در نسخه انگلیسی ویکی‌پدیا که به این گزارش اشاره شده است، آخرین بازبینی لینک این گزارش در سال 2009 صورت گرفته است. این فصلنامه متعلق به صندوق جهانی پول و این گزارش نیز معتبر است. البته که امروز شرایط ما با سال 1999 متفاوت است. وی همچنین دو مفهوم تحصیل در خارج از کشور را با ایده فرار مغزها در هم می‌آمیزد و می‌گوید اتفاقا نسبت تعداد دانشجویان ایرانی در خارج کم است. این حرف درستی است که ارتباطات علمی فوق‌العاده مهم و تحصیل در خارج برای رشته‌های تخصصی مهم است، اما این هیچ ربطی به فرار مغزها ندارد و در هیچ آماری کسی که برای تحصیل صرف به کشور دیگری رفته است و وقتی درسش تمام شد به کشورش برمی‌گردد را فرار مغزها حساب نمی‌کنند.

در گفتگویی دیگر ایشان اشاره کرده‌اند که اتفاقا بر اساس گزارش‌های سال 2019 یونسکو وضعیت ما در این باره خیلی بهبود داشته است.

گزارش سال 2019 یونسکو در این باره گزارشی است به نام گزارش GEM2019 یا GLOBAL EDUCATION MONITORING REPORT که بر اساس آن بیان شده است 8 درصد جمعیت مهاجر از ایران تحصیل را به‌عنوان دلیل اصلی مهاجرت خود بیان کرده‌اند.

فارغ از در نظر گرفتن مواردی که به کاهش امکان مهاجرت از ایران به‌دلیل جایگاه سیاسی ایران مرتبط می‌شود -نظیر تحریم‌ها و داستان ممنوعیت‌های ویژه برای ایرانیان در آمریکا از یک طرف و از سوی دیگر منع دانشجویان ایرانی در تحصیل در برخی از رشته‌ها که در این سال‌ها افزایش یافته و قطع همکاری‌های بین‌المللی- باز هم این عدد به‌هیچ‌وجه عدد خوبی نیست.  این عدد شامل دانش‌آموختگان مهاجر یا دانشجویانی که هنوز با ویزای تحصیلی مقیم کشورهای دیگر هستند و هنوز مهاجرت کامل نکرده‌اند و یا به هر دلیلی علت مهاجرت خود را غیر از تحصیل ذکر کرده‌اند نمی‌شود. به‌عبارت‌ دیگر تنها به مهاجران مقیمی اشاره دارد که دلیل اصلی مهاجرتشان را ادامه تحصیل ذکر کرده‌اند. ممکن است شما برای ادامه تحصیل مهاجرت کرده باشید ولی دلیل اولیه خود را تغییر فضای اجتماعی ذکر کرده باشید.

ما مشکلات زیادی داریم، اما اولین قدم برای حل هر مشکل به رسمیت شناختن آن است. تا وقتی صورت‌مساله را قبول نکرده باشیم طبیعی است که گامی برای حل آن برنمی‌داریم. ما در تعاریف خود از وضعیت موجود جهان امروز ایراد داریم، ما هنوز در بسیاری از موارد نگاهی سنتی و ارزش‌گذاری شده نسبت به سرمایه داریم و بسیاری را با دیده تحقیر می‌نگریم. ما وجود برخی از مسائل را انکار می‌کنیم و بدین ترتیب خود را در مسیر تکرار مکرر خطاها اسیر می‌کنیم.

شاید یکی از مهم‌ترین قدم‌هایی که می‌توان برای حل مشکل برداشت این است که اصولا دولت و ساختارهای دخیل تصمیم بگیرند هیچ کاری نکنند. به‌جای ایجاد رفتارهای حمایتی تعهد دهند که هیچ مانعی بر سر راه رفت‌وآمدهای علمی و ایرانیان و ایرانی‌تبارها نگذارند و نگاه بعضا امنیتی را نسبت به آن‌ها تغییر دهند.

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

تلگرام گوگل پلاس لینکدین